الحر العاملي ( مترجم : افراسيابى )
31
جهاد النفس ( فارسى )
و تو را از گرما و سرما نگاهداشت تا براى او باشى و تو توانايى سپاسگزارى از او را ندارى مگر به كمك و توفيق الهى . و امّا حقّ پدرت اين است كه بدانى او اصل و ريشهء توست زيرا اگر او نبود تو نيز نبودى پس هر گاه در خود چيزى ديدى كه مايهء خودپسندى تو شد بدان كه پدرت در آن صفت اصل و ريشهء توست پس خداى را سپاس گو و شكرش را به جاى آور كه هيچ نيرو و جنبشى نيست مگر به ارادهء الهى . و امّا حقّ فرزندت اين است كه بدانى او از توست و در اين دنيا خير و شرّش منسوب به توست و تو در برابر ادب نيكوى او و راهنمايى او به سوى خداى عزّ و جلّ و يارى او بر طاعت پروردگار مسئول هستى ، پس در مورد او همانند كسى كه مىداند بر احسان به فرزند ثواب خواهد برد و بر بدى نمودن به او كيفر خواهد ديد عمل كن . و امّا حقّ برادرت اين است كه بدانى او به منزلهء دست تو و مايهء عزّت و قدرت توست بنا بر اين از او به عنوان اسلحه و وسيلهاى براى معصيت خداوند و همچنين [ پشتيبان و ] ساز و برگ براى ستم به خلق خدا استفاده مكن ، در مقابل دشمنش او را تنها مگذار و از نصيحت نمودن و خيرخواهى او كوتاهى مكن ، و اينها در صورتى است كه او مطيع خداوند باشد و گر نه بايد خداوند در نزد تو ارجمندتر از او باشد و هيچ جنبش و قدرتى نيست مگر به كمك خداوند ، و امّا حقّ آقايى كه تو را آزاد كرده اين است كه بدانى او مالش را در راه تو خرج كرده و تو را از ذلّت و وحشت بندگى به عزّت و آرامش آزادى رسانده است و از اسيرى ملكيّت تو را رها نموده و بند بندگى را از تو گشوده و تو را از زندان بيرون آورده و تو را مالك خودت نموده و به تو براى عبادت پروردگارت فراغت بخشيده و بايد بدانى كه او در زندگى و مرگت سزاوارترين و نزديكترين مردمان به توست و يارى رساندن به او بر تو واجب است حال چه خودت به ياريش بشتابى و چه آنچه را كه از تو احتياج دارد در اختيارش قرار دهى و هيچ قدرتى نيست مگر به كمك خداوند . و امّا حقّ بندهاى كه تو بر او انعام نموده و آزادش ساختهاى اين است كه بدانى خداوند عزّ و جلّ آزادى او را به دست تو وسيلهاى به سوى خودش قرار داده و آن را براى تو مايهء حجاب گشتن از آتش دوزخ نموده و ثواب اين كار تو در دنيا اين است كه اگر او خويشاوندى نداشته باشد ارث او به خاطر انفاقى كه بر او نمودهاى به تو مىرسد و در آخرت نيز بهشت نصيبت خواهد شد . و امّا حقّ كسى كه به تو احسان و نيكى نموده اين است كه او را سپاس گويى و نيكىاش را ياد كنى و گفتار نيكو را در مورد او به گوش ديگران برسانى و بين خود و خداى عزيز و جليل براى او خالصانه دعا كنى اگر چنين كنى از او در نهان و آشكار قدردانى كردهاى .